füttern

Aussprache: /ˈfʏtɐn/
Wortzerlegung: füt·tern
فعل

غذا دادن (به حیوان)، خوراندن، تغذیه کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ

غذا دادن به حیوانات یا نوزادان

  • Sie füttert jeden Morgen ihre Katze.او هر روز صبح به گربه‌اش غذا می‌دهد.
  • Die Mutter fütterte ihr Baby mit Brei.مادر به نوزادش پوره داد.
2 Akkusativ

تغذیه کردن ماشین‌آلات یا سیستم‌ها با مواد اولیه یا اطلاعات

  • Man muss den Drucker regelmäßig mit Papier füttern.باید چاپگر را به طور منظم با کاغذ تغذیه کرد.
  • Er fütterte den Ofen mit Holzscheiten.او کوره را با کنده‌های چوب تغذیه کرد.