abfüttern
خوراک دادن، سیر کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
به طور کامل یا طبق برنامه به حیوانات غذا دادن
- Der Bauer muss seine Kühe jeden Morgen abfüttern.کشاورز باید هر روز صبح به گاوهایش غذا بدهد.
- Hast du die Pferde schon abgefüttert?آیا قبلاً به اسبها غذا دادهای؟