faßten
گرفتند، درک کردند
Bedeutungen
1
Akkusativ
درک کردن و فهمیدن یک مفهوم پیچیده یا انتزاعی، به ویژه در زمینههای فلسفی یا علمی
- Es ist schwer, die Unendlichkeit des Universums zu fassen.درک بینهایت بودن جهان دشوار است.
- Er konnte die Tragweite seiner Entscheidung nicht fassen.او نتوانست گستره تصمیم خود را درک کند.
2
Akkusativ
تصمیم قاطع گرفتن، اراده کردن، به ویژه در مورد یک اقدام مهم یا دشوار
- Sie fassten den Entschluss, das Land zu verlassen.آنها تصمیم گرفتند کشور را ترک کنند.
- Nach langer Überlegung fasste er den Mut, seine Meinung zu äußern.پس از مدتها تفکر، او جرأت کرد نظر خود را بیان کند.
3
Akkusativ
شامل شدن، در بر گرفتن، به ویژه در مورد حدود جغرافیایی، آماری یا مفهومی
- Die Studie fasste die Daten von über tausend Teilnehmern zusammen.این مطالعه دادههای بیش از هزار شرکتکننده را در بر گرفت.
- Das Gebiet fasst eine Fläche von mehreren Quadratkilometern.این منطقه مساحتی بالغ بر چندین کیلومتر مربع را شامل میشود.