fabrizieren

Aussprache: /fabriˈtsiːrən/
Wortzerlegung: fa·bri·zie·ren
فعل

تولید کردن، ساختن (اغلب با بار معنایی منفی یا ساختگی)

Beispiele

  • Das Unternehmen ''fabriziert'' Kugellager.این شرکت بلبرینگ تولید می‌کند.
  • Was ''hast'' du denn da für ein tolles „Kunstwerk“ ''fabriziert?تو چه «اثر هنری» عجیبی با این وسایل سرهم کردی؟
  • So war er einer, der immer etwas ''fabrizierte,'' und das war das Eigentliche, worauf er aus war.او کسی بود که همیشه چیزی می‌ساخت و این همان چیزی بود که به دنبالش بود.

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را (معمولاً کالا یا محصول) تولید یا ساختن

  • Diese Firma fabriziert hochwertige Möbel.این شرکت مبلمان با کیفیت بالا تولید می‌کند.
  • Sie haben ein neues Gerät fabriziert, das den Alltag erleichtern soll.آنها دستگاه جدیدی ساخته‌اند که قرار است زندگی روزمره را آسان‌تر کند.
2 Akkusativ

چیزی را (اغلب به صورت منفی، مانند بهانه یا دروغ) سرهم کردن یا ساختن

  • Er hat eine unglaubwürdige Ausrede fabriziert.او یک بهانه غیرقابل باور سرهم کرد.
  • Manchmal fabriziert er Geschichten, um Aufmerksamkeit zu bekommen.او گاهی اوقات داستان‌هایی سرهم می‌کند تا توجه جلب کند.