Konjugierte Form
فیسبوک بازی کردن، از فیسبوک استفاده کردن
جملات نمونه برای facebook:
She is ''facebooking'' every day during the summer holiday.
او هر روز در تعطیلات تابستانی فیسبوک بازی میکند.
Even though they were neighbors they often ''facebooked.''
با اینکه همسایه بودند، اغلب در فیسبوک با هم در ارتباط بودند.
He can not ''facebook'' since he lost his cell phone.
او نمیتواند فیسبوک بازی کند چون تلفن همراهش را گم کرده است.