fachübergreifend

Aussprache: /ˈfaxˌyːbɐɡraɪ̯fn̩t/
Worttrennung: fach·über·grei·fend
صفت

چندرشته‌ای، بین رشته‌ای، فرا رشته‌ای

Bedeutungen

1

چیزی که از مرزهای یک رشته تخصصی یا درسی فراتر می‌رود و به چندین رشته یا حوزه مربوط می‌شود.

  • Die Aufgabe war fachübergreifend und erforderte Wissen aus verschiedenen Disziplinen.این تکلیف چندرشته‌ای بود و نیاز به دانش از رشته‌های مختلف داشت.
  • Ein fachübergreifender Ansatz kann zu innovativen Lösungen führen.یک رویکرد بین رشته‌ای می‌تواند به راه‌حل‌های نوآورانه منجر شود.
  • Die Konferenz konzentrierte sich auf fachübergreifende Themen der Medizin.این کنفرانس بر موضوعات فرا رشته‌ای پزشکی تمرکز داشت.