fade

Aussprache: /ˈfaːdə/
Wortzerlegung: fa·de
صفت

بی‌مزه، خسته‌کننده، بی‌روح

Beispiele

  • Die Fadennudeln schmecken aber sehr ''fade.اما این نودل‌های رشته‌ای بسیار بی‌مزه هستند.
  • Und dazu gab es dann auch noch einen ''faden'' Wein.و در کنار آن یک شراب بی‌روح و بی‌طعم هم وجود داشت.
  • Die Zusammenstellung von citronengelb und goldgelb u. s. f. ist ''fade,'' die von weiß und schwarz ist bizarr.ترکیب زرد لیمویی و زرد طلایی و غیره بی‌روح است، اما ترکیب سفید و سیاه عجیب‌وغریب است.