fadennackend
کاملاً عریان، مادرثابت (لخت مادرمرده)
Beispiele
- Nachdem ihm während des Schwimmens seine Kleider abhandengekommen waren, musste er fast ''fadennackend'' durchs Dorf laufen.پس از اینکه لباسهایش هنگام شنا گم شده بود، مجبور شد تقریباً کاملاً لخت از میان روستا بدود.