fadenscheinig
نخنما، فرسوده؛ (مجازی) سست، بیاساس، غیرقابل قبول
Bedeutungen
1
فرسوده و نازک شده به دلیل استفاده زیاد، مانند پارچه یا لباس که نخهای آن نمایان شده است.
- Der alte Vorhang war fadenscheinig und drohte zu zerreißen.پرده قدیمی نخنما شده بود و در آستانه پاره شدن قرار داشت.
- Seine Kleidung war fadenscheinig und zeigte deutliche Abnutzungsspuren.لباسهایش نخنما بود و علائم واضحی از فرسودگی را نشان میداد.
- Das dünne Material des T-Shirts wurde nach mehrmaligem Waschen fadenscheinig.جنس نازک تیشرت پس از چند بار شستشو نخنما شد.
2
در معنای مجازی، سست، بیاساس، غیرقابل قبول، یا به راحتی قابل رد شدن؛ به ویژه در مورد دلایل، بهانهها یا استدلالها.
- Seine Ausrede war fadenscheinig und überzeugte niemanden.بهانهاش سست بود و کسی را متقاعد نکرد.
- Das Argument des Anwalts wirkte fadenscheinig.استدلال وکیل بیاساس به نظر میرسید.
- Wir können diese fadenscheinige Erklärung nicht akzeptieren.ما نمیتوانیم این توضیح غیرقابل قبول را بپذیریم.