fadenscheinig

Aussprache: /ˈfaːdn̩ˌʃaɪ̯nɪç/
Worttrennung: fa·den·schei·nig
صفت

نخ‌نما، فرسوده؛ (مجازی) سست، بی‌اساس، غیرقابل قبول

Bedeutungen

1

فرسوده و نازک شده به دلیل استفاده زیاد، مانند پارچه یا لباس که نخ‌های آن نمایان شده است.

  • Der alte Vorhang war fadenscheinig und drohte zu zerreißen.پرده قدیمی نخ‌نما شده بود و در آستانه پاره شدن قرار داشت.
  • Seine Kleidung war fadenscheinig und zeigte deutliche Abnutzungsspuren.لباس‌هایش نخ‌نما بود و علائم واضحی از فرسودگی را نشان می‌داد.
  • Das dünne Material des T-Shirts wurde nach mehrmaligem Waschen fadenscheinig.جنس نازک تی‌شرت پس از چند بار شستشو نخ‌نما شد.
2

در معنای مجازی، سست، بی‌اساس، غیرقابل قبول، یا به راحتی قابل رد شدن؛ به ویژه در مورد دلایل، بهانه‌ها یا استدلال‌ها.

  • Seine Ausrede war fadenscheinig und überzeugte niemanden.بهانه‌اش سست بود و کسی را متقاعد نکرد.
  • Das Argument des Anwalts wirkte fadenscheinig.استدلال وکیل بی‌اساس به نظر می‌رسید.
  • Wir können diese fadenscheinige Erklärung nicht akzeptieren.ما نمی‌توانیم این توضیح غیرقابل قبول را بپذیریم.