fahlweiß
سفید کمرنگ، سفید پریده
Bedeutungen
1
رنگ سفید که شدت یا درخشندگی خود را از دست داده و کمرنگ یا پریده به نظر میرسد، اغلب با ته رنگی از خاکستری یا زرد.
- Das Papier war alt und hatte einen fahlweißen Farbton.کاغذ قدیمی بود و رنگ سفید کمرنگی داشت.
- Nach der Krankheit war sein Gesicht fahlweiß.بعد از بیماری، صورتش سفید پریده بود.
- Die Wand war in einem dezenten, fahlweißen Ton gestrichen.دیوار با رنگی ظریف و سفید کمرنگ رنگآمیزی شده بود.