fahnden
تحت تعقیب قرار دادن، جستجو کردن (به ویژه توسط پلیس)
Beispiele
- Der Pöbel bekäm’ die Erlaubniß baldبه زودی به اوباش اجازه داده خواهد شد
Bedeutungen
1
nach + Dativ
به طور فعال و رسمی (معمولاً توسط پلیس) به دنبال کسی یا چیزی گشتن.
- Die Polizei fahndet nach dem flüchtigen Täter.پلیس در حال پیگرد مجرم فراری است.
- Es wird intensiv nach dem vermissten Kind gefahndet.به شدت در حال جستجو برای کودک گمشده هستند.