zurückfahren
برگشتن (با وسیله نقلیه)، عقب رفتن، پس کشیدن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
با وسیله نقلیه به جایی بازگشتن یا به عقب حرکت کردن.
- Wir sind gestern nach Hause zurückgefahren.ما دیروز به خانه برگشتیم.
- Der Fahrer fuhr langsam zurück, um Platz zu machen.راننده برای ایجاد فضا، آهسته به عقب رفت.
2
intransitiv / Akkusativ
از یک موضع، تصمیم یا برنامه عقبنشینی کردن؛ پس کشیدن یا کاهش دادن.
- Die Regierung musste von ihren Plänen zurückfahren.دولت مجبور شد از برنامههایش عقبنشینی کند.
- Er fuhr seine Forderungen zurück, als er die Situation verstand.وقتی اوضاع را فهمید، خواستههایش را کاهش داد.