der fahrbarer Untersatz
وسیله نقلیه قابل استفاده، وسیله نقلیه موتوری
Bedeutungen
1
اصطلاحی عامیانه و اغلب طنزآمیز برای اشاره به وسیله نقلیه شخصی، به ویژه خودرو یا موتورسیکلت، که برای جابجایی استفاده میشود.
- Mein alter, aber zuverlässiger fahrbarer Untersatz bringt mich überall hin.وسیله نقلیه قابل اعتماد قدیمی من، مرا به همه جا میبرد.
- Er ist stolz auf seinen neuen fahrbaren Untersatz, ein schnittiges Motorrad.او به وسیله نقلیه جدیدش، یک موتورسیکلت شیک، افتخار میکند.
- Ohne einen fahrbaren Untersatz ist es schwierig, hier aufs Land zu ziehen.بدون وسیله نقلیه، نقل مکان به اینجا در حومه شهر دشوار است.