der fahrbarer Untersatz

Aussprache: /ˈfaːɐ̯baːrɐ ˈʊntɐˌzats/
Worttrennung: fahr·ba·re·r Un·ter·satz
اسم

وسیله نقلیه قابل استفاده، وسیله نقلیه موتوری

Bedeutungen

1

اصطلاحی عامیانه و اغلب طنزآمیز برای اشاره به وسیله نقلیه شخصی، به ویژه خودرو یا موتورسیکلت، که برای جابجایی استفاده می‌شود.

  • Mein alter, aber zuverlässiger fahrbarer Untersatz bringt mich überall hin.وسیله نقلیه قابل اعتماد قدیمی من، مرا به همه جا می‌برد.
  • Er ist stolz auf seinen neuen fahrbaren Untersatz, ein schnittiges Motorrad.او به وسیله نقلیه جدیدش، یک موتورسیکلت شیک، افتخار می‌کند.
  • Ohne einen fahrbaren Untersatz ist es schwierig, hier aufs Land zu ziehen.بدون وسیله نقلیه، نقل مکان به اینجا در حومه شهر دشوار است.