فعل
راندن، رانندگی کردن، با وسایل نقلیه سفر کردن
معانی و تعاریف fahren:
- با وسیله نقلیه حرکت کردن، رفتن (فعل ناگذر، با sein).
- وسیله نقلیهای را رانندگی کردن یا کسی/چیزی را با وسیله نقلیه بردن (فعل گذرا، با haben).
- با وسیله نقلیه خاصی سفر کردن.
جملات نمونه برای fahren:
Ich ''fahre'' morgen nach Paris.
من فردا به پاریس میروم.
Ich ''fahre'' gerne mit der Bahn.
من دوست دارم با قطار سفر کنم.
Ich fahre morgen nach Berlin.
من فردا به برلین میروم.