herausfahren

Aussprache: /hɛˈʁaʊ̯sˌfaːʁən/
Worttrennung: her·aus·fah·ren
فعل

بیرون بردن (با وسیله نقلیه)، خارج کردن، بیرون آمدن

Bedeutungen

1 aus + Dativ (مکان یا موقعیت)

با وسیله نقلیه از جایی خارج شدن یا به بیرون رانده شدن.

  • Das Auto fuhr langsam aus der Garage heraus.ماشین به آرامی از گاراژ بیرون آمد.
  • Er ist mit seinem Motorrad aus dem Wald herausgefahren.او با موتورسیکلتش از جنگل بیرون آمد.
2 Akkusativ (چیزی که بیرون برده می‌شود)

چیزی را با رانندگی به بیرون منتقل کردن یا خارج کردن.

  • Sie hat die Einkäufe mit dem Auto aus dem Supermarkt herausgefahren.او خریدها را با ماشین از سوپرمارکت بیرون آورد.
  • Der LKW fuhr die Baumaterialien vom Hof heraus.کامیون مصالح ساختمانی را از حیاط بیرون برد.
3 aus + Dativ (وضعیت نامطلوب)

از یک وضعیت یا حالت نامطلوب خارج شدن، به ویژه با تلاش یا کمک.

  • Es ist schwer, aus einer tiefen Krise herauszufahren.خارج شدن از یک بحران عمیق دشوار است.
  • Mit viel Unterstützung konnte er aus dieser schwierigen Situation herausfahren.با حمایت زیاد، او توانست از این وضعیت دشوار خارج شود.