vorwärtsfahren
به جلو راندن/حرکت کردن، پیشرفت کردن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
با وسیله نقلیه به سمت جلو حرکت کردن.
- Der LKW fuhr langsam vorwärts.کامیون به آرامی به جلو حرکت کرد.
- Bitte fahren Sie hier vorwärts.لطفاً اینجا را به جلو برانید.
2
intransitiv (بدون مفعول)
در یک کار یا پروژه پیشرفت کردن، به جلو رفتن.
- Das Projekt fährt endlich vorwärts.پروژه بالاخره در حال پیشرفت است.
- Wir müssen mit den Verhandlungen vorwärtsfahren.ما باید مذاکرات را پیش ببریم.