zurückfahren

Aussprache: /t͡suˈʁʏkˌfaːʁən/
Worttrennung: zu·rück·fah·ren
فعل

برگشتن (با وسیله نقلیه)، عقب رفتن، پس کشیدن

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

با وسیله نقلیه به جایی بازگشتن یا به عقب حرکت کردن.

  • Wir sind gestern nach Hause zurückgefahren.ما دیروز به خانه برگشتیم.
  • Der Fahrer fuhr langsam zurück, um Platz zu machen.راننده برای ایجاد فضا، آهسته به عقب رفت.
2 intransitiv / Akkusativ

از یک موضع، تصمیم یا برنامه عقب‌نشینی کردن؛ پس کشیدن یا کاهش دادن.

  • Die Regierung musste von ihren Plänen zurückfahren.دولت مجبور شد از برنامه‌هایش عقب‌نشینی کند.
  • Er fuhr seine Forderungen zurück, als er die Situation verstand.وقتی اوضاع را فهمید، خواسته‌هایش را کاهش داد.