fahrlässig
سهلانگارانه، بیمبالات
Bedeutungen
1
عدم رعایت دقت و احتیاط لازم در انجام کاری که منجر به آسیب یا خطر میشود؛ بیتوجهی به وظایف.
- Sein fahrlässiges Verhalten am Steuer führte zu einem schweren Unfall.رفتار سهلانگارانه او پشت فرمان منجر به یک تصادف شدید شد.
- Es war fahrlässig von ihr, die Tür unverschlossen zu lassen.اینکه او در را باز گذاشت بیمبالاتی بود.
- Die Firma wurde wegen fahrlässiger Sicherheitspraktiken verklagt.شرکت به دلیل اقدامات ایمنی سهلانگارانه مورد پیگرد قانونی قرار گرفت.
2
در حقوق، به معنای عدم رعایت استاندارد مراقبتی که یک فرد منطقی در شرایط مشابه رعایت میکرد.
- Der Arzt wurde wegen fahrlässiger Behandlung angeklagt.پزشک به دلیل درمان سهلانگارانه متهم شد.
- Die Versicherung deckt keine Schäden ab, die durch fahrlässiges Handeln entstanden sind.بیمه خسارات ناشی از اقدامات سهلانگارانه را پوشش نمیدهد.
- Das Gericht entschied, dass sein Verhalten grob fahrlässig war.دادگاه تصمیم گرفت که رفتار او به شدت سهلانگارانه بوده است.