fahrlässig

Aussprache: /ˈfaːɐ̯ˌlɛsɪç/
Worttrennung: fahr·läs·sig
صفت

سهل‌انگارانه، بی‌مبالات

Bedeutungen

1

عدم رعایت دقت و احتیاط لازم در انجام کاری که منجر به آسیب یا خطر می‌شود؛ بی‌توجهی به وظایف.

  • Sein fahrlässiges Verhalten am Steuer führte zu einem schweren Unfall.رفتار سهل‌انگارانه او پشت فرمان منجر به یک تصادف شدید شد.
  • Es war fahrlässig von ihr, die Tür unverschlossen zu lassen.اینکه او در را باز گذاشت بی‌مبالاتی بود.
  • Die Firma wurde wegen fahrlässiger Sicherheitspraktiken verklagt.شرکت به دلیل اقدامات ایمنی سهل‌انگارانه مورد پیگرد قانونی قرار گرفت.
2

در حقوق، به معنای عدم رعایت استاندارد مراقبتی که یک فرد منطقی در شرایط مشابه رعایت می‌کرد.

  • Der Arzt wurde wegen fahrlässiger Behandlung angeklagt.پزشک به دلیل درمان سهل‌انگارانه متهم شد.
  • Die Versicherung deckt keine Schäden ab, die durch fahrlässiges Handeln entstanden sind.بیمه خسارات ناشی از اقدامات سهل‌انگارانه را پوشش نمی‌دهد.
  • Das Gericht entschied, dass sein Verhalten grob fahrlässig war.دادگاه تصمیم گرفت که رفتار او به شدت سهل‌انگارانه بوده است.