abwärtsfahren

Aussprache: /ˈapvɛʁt͡sˌfaːʁən/
Worttrennung: ab·wärts·fah·ren
فعل

پایین رفتن (با وسیله نقلیه)، نزول کردن

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

با وسیله نقلیه (مانند آسانسور، ماشین، قطار) به سمت پایین حرکت کردن.

  • Der Aufzug fährt jetzt abwärts.آسانسور اکنون به سمت پایین می‌رود.
  • Wir sind mit dem Auto die Straße abwärts gefahren.ما با ماشین در امتداد خیابان به سمت پایین رفتیم.
2 intransitiv (بدون مفعول)

نزول کردن، کاهش یافتن (به صورت مجازی یا در نمودارها).

  • Die Temperaturen fahren diese Woche abwärts.دماها این هفته در حال کاهش هستند.
  • Die Wirtschaft fährt seit einiger Zeit abwärts.اقتصاد مدتی است که در حال رکود است.