emporfahren

Aussprache: /ɛmˈpoːɐ̯ˌfaːʁən/
Worttrennung: em·por·fah·ren
فعل

بالا رفتن، صعود کردن؛ ناگهان برخاستن

Bedeutungen

1 intransitiv, mit 'sein'

بالا رفتن، صعود کردن (حرکت فیزیکی به سمت بالا، اغلب با وسیله نقلیه).

  • Der Aufzug fuhr empor zur obersten Etage.آسانسور به طبقه بالا صعود کرد.
  • Das Flugzeug fuhr empor in den blauen Himmel.هواپیما به سمت آسمان آبی اوج گرفت.
2 intransitiv, mit 'sein'

ناگهان از جا پریدن یا با عصبانیت واکنش نشان دادن؛ به سرعت از حالت نشسته یا خوابیده برخاستن.

  • Er fuhr empor, als er den lauten Knall hörte.وقتی صدای بلند را شنید، ناگهان از جا پرید.
  • Sie fuhr erschrocken empor, als die Tür aufging.با ترس ناگهان برخاست، وقتی در باز شد.