vorfahren
جلوراندن (ماشین)، جلو آمدن
Beispiele
- Apple, ''fahr'' den Wagen ''vor''.اپل، ماشین را جلو بیاور.
Bedeutungen
1
intransitiv (mit + Dativ / zu + Dativ)
با وسیله نقلیه به جایی رسیدن یا جلوی جایی توقف کردن.
- Der Taxifahrer fuhr pünktlich vor dem Hotel vor.راننده تاکسی به موقع جلوی هتل توقف کرد.
- Wann fährt der Bus vor, damit wir einsteigen können?اتوبوس کی میرسد تا بتوانیم سوار شویم؟
2
Akkusativ
کسی را با ماشین به جایی رساندن.
- Ich kann dich schnell zum Bahnhof vorfahren.میتوانم تو را سریع به ایستگاه قطار برسانم.
- Er hat seine Kinder zur Schule vorgefahren.او فرزندانش را با ماشین به مدرسه رساند.
3
intransitiv
جلوتر رانندگی کردن یا از کسی سبقت گرفتن.
- Bitte fahren Sie vor, ich folge Ihnen auf dem Weg.لطفاً جلوتر برانید، من در مسیر دنبالتان میآیم.
- Der Sportwagen fuhr an der Kolonne vorbei.ماشین اسپرت از کنار کاروان سبقت گرفت.