fahrtauglichen
مناسب برای رانندگی، قابل رانندگی
Bedeutungen
1
Akkusativ
داشتن شرایط و قابلیت لازم برای طی کردن مسافتهای طولانی یا در شرایط سخت جادهای، به ویژه در مورد وسایل نقلیه که باید از نظر فنی سالم و ایمن باشند.
- Der alte Geländewagen musste aufwendig repariert werden, um ihn wieder fahrtauglich zu machen für die Expedition.خودروی شاسیبلند قدیمی باید به طور گستردهای تعمیر میشد تا دوباره برای سفر مناسب شود.
- Die Behörden erklärten die Brücke nach der Inspektion für fahrtauglich, sodass der Verkehr wieder aufgenommen werden konnte.مقامات پس از بازرسی، پل را برای عبور و مرور مناسب اعلام کردند تا ترافیک بتواند از سر گرفته شود.