fahruntüchtig

Aussprache: /ˌfaːɐ̯ˈʊntʏçtɪç/
Worttrennung: fahr·un·tüch·tig
صفت

ناتوان از رانندگی، غیرقابل رانندگی (برای وسیله نقلیه)

Bedeutungen

1

به وضعیتی اشاره دارد که یک وسیله نقلیه (مانند خودرو، موتورسیکلت) به دلیل نقص فنی، خرابی یا عدم رعایت مقررات ایمنی، قادر به حرکت ایمن در جاده نیست و رانندگی با آن خطرناک یا غیرممکن است.

  • Das alte Auto ist nach dem Unfall komplett fahruntüchtig.ماشین قدیمی پس از تصادف کاملاً غیرقابل رانندگی است.
  • Wenn die Bremsen versagen, ist das Fahrzeug sofort fahruntüchtig.اگر ترمزها از کار بیفتند، وسیله نقلیه بلافاصله غیرقابل رانندگی است.
  • Der Polizist stellte fest, dass das Motorrad fahruntüchtig war und beschlagnahmte es.پلیس متوجه شد که موتورسیکلت غیرقابل رانندگی است و آن را توقیف کرد.