Konjugierte Form
واژهای نامعتبر یا نادرست
معانی و تعاریف fakten:
- اطلاعات یا ادعاهایی را برای اطمینان از صحت و درستی آنها بررسی کردن؛ واقعیتسنجی کردن.
جملات نمونه برای fakten:
Journalisten müssen ihre Quellen fakten.
روزنامهنگاران باید منابع خود را واقعیتسنجی کنند.
Bevor du die Nachricht teilst, solltest du sie fakten.
قبل از اینکه خبر را به اشتراک بگذاری، باید آن را بررسی حقایق کنی.