anfallen
حمله کردن، هجوم آوردن؛ (به وجود) آمدن، تولید شدن، پیش آمدن
Beispiele
- Der Hund riss sich los und ''fiel'' einen Passanten ''an.سگ خود را رها کرد و به یک عابر ''حمله کرد.
- Im Nationalpark hat eine Bärenmutter zwei Besucher ''angefallen,'' weil sie ihr Junges bedroht sah.در پارک ملی، یک خرس مادر به دو بازدیدکننده ''حمله کرده بود،'' زیرا فرزندش را در خطر دید.
- Bei der Energiegewinnung aus fossilen Brennstoffen ''fällt'' Kohlenstoffdioxid ''an.در تولید انرژی از سوختهای فسیلی، دیاکسید کربن ''تولید میشود.
- Bei der Organisation eines Musikfestivals ''fällt'' viel Arbeit ''an.در سازماندهی یک جشنواره موسیقی، کارهای زیادی ''پیش میآید.
Bedeutungen
1
Akkusativ
(کسی یا چیزی را) مورد حمله قرار دادن، هجوم آوردن.
- Der Hund fiel den Postboten an.سگ به پستچی حمله کرد.
- Die Räuber fielen die Bank an.دزدان به بانک حمله کردند.
2
intransitiv, oft mit "für" oder "bei"
(هزینهها، زباله و غیره) به وجود آمدن، ایجاد شدن، متحمل شدن.
- Bei der Produktion fallen viele Abfälle an.در تولید، زبالههای زیادی به وجود میآید.
- Es sind zusätzliche Kosten angefallen.هزینههای اضافی متحمل شده است.