vorfallen

Aussprache: /ˈfoːɐ̯ˌfalən/
Wortzerlegung: vor·fal·len
فعل

رخ دادن، اتفاق افتادن، بیرون زدن (پزشکی)

Beispiele

  • Du hast so lange Haare, dass sie ''vorfallen'' können.تو موهایت آن‌قدر بلند است که ممکن است به جلو بیفتند.
  • Die Bandscheibe des Patienten ''war'' so weit ''vorgefallen'', dass sie operativ entfernt werden musste.دیسک کمر بیمار آن‌قدر بیرون زده بود که باید با جراحی خارج می‌شد.
  • Was ist denn heute alles ''vorgefallen?امروز چه اتفاقاتی افتاده است؟

Bedeutungen

1 بدون مفعول

یک رویداد یا حادثه رخ دادن، معمولاً به صورت غیرمنتظره یا ناخوشایند.

  • Was ist hier vorgefallen?اینجا چه اتفاقی افتاده است؟
  • Solche Dinge können leider immer wieder vorfallen.متاسفانه چنین چیزهایی همیشه ممکن است رخ دهد.