vorfallen
رخ دادن، اتفاق افتادن، بیرون زدن (پزشکی)
Beispiele
- Du hast so lange Haare, dass sie ''vorfallen'' können.تو موهایت آنقدر بلند است که ممکن است به جلو بیفتند.
- Die Bandscheibe des Patienten ''war'' so weit ''vorgefallen'', dass sie operativ entfernt werden musste.دیسک کمر بیمار آنقدر بیرون زده بود که باید با جراحی خارج میشد.
- Was ist denn heute alles ''vorgefallen?امروز چه اتفاقاتی افتاده است؟
Bedeutungen
1
بدون مفعول
یک رویداد یا حادثه رخ دادن، معمولاً به صورت غیرمنتظره یا ناخوشایند.
- Was ist hier vorgefallen?اینجا چه اتفاقی افتاده است؟
- Solche Dinge können leider immer wieder vorfallen.متاسفانه چنین چیزهایی همیشه ممکن است رخ دهد.