فعل
ورشکست شدن، از کار افتادن (مالی)
معانی و تعاریف fallieren:
- ورشکست شدن، از نظر مالی شکست خوردن (رسمی، کمتر رایج)
جملات نمونه برای fallieren:
„Die große Depression um 1837 ließ viele Geschäfte und sogar Banken ''fallieren.''“
«رکود بزرگ حدود سال 1837 باعث شد بسیاری از کسبوکارها و حتی بانکها ورشکست شوند.»
Das Unternehmen droht zu fallieren.
شرکت در آستانه ورشکستگی است.
Viele kleine Betriebe fallierten während der Krise.
بسیاری از کسبوکارهای کوچک در طول بحران ورشکست شدند.