ausfallen
لغو شدن، در دسترس نبودن، ریزش کردن
Bedeutungen
1
(ohne Objekt)
لغو شدن، برگزار نشدن (وقتی چیزی برنامهریزی شده اتفاق نمیافتد)
- Der Unterricht ist heute ausgefallen.کلاس امروز لغو شد.
- Wegen des schlechten Wetters ist das Konzert ausgefallen.به دلیل آب و هوای بد، کنسرت لغو شد.
2
(ohne Objekt)
از کار افتادن، خراب شدن (وقتی یک ماشین یا سیستم دیگر کار نمیکند)
- Der Strom ist ausgefallen.برق قطع شد.
- Die Heizung ist ausgefallen.سیستم گرمایش از کار افتاد.
3
(ohne Objekt)
از بین رفتن، کم شدن (مثلاً مو یا دندان)
- Ihm sind die Haare ausgefallen.موهایش ریخته است.
- Dem Kind sind die ersten Zähne ausgefallen.اولین دندانهای کودک افتاده است.
4
(ohne Objekt)
برجسته بودن، جلب توجه کردن (وقتی چیزی خاص یا غیرمعمول است)
- Ihr Outfit ist sehr ausgefallen.لباس او بسیار خاص/برجسته است.
- Er hat einen sehr ausgefallenen Geschmack.او سلیقه بسیار خاصی دارد.