ausfallen

Aussprache: /ˈaʊ̯sˌfalən/
Wortzerlegung: aus·fal·len
فعل

لغو شدن، در دسترس نبودن، ریزش کردن

Bedeutungen

1 (ohne Objekt)

لغو شدن، برگزار نشدن (وقتی چیزی برنامه‌ریزی شده اتفاق نمی‌افتد)

  • Der Unterricht ist heute ausgefallen.کلاس امروز لغو شد.
  • Wegen des schlechten Wetters ist das Konzert ausgefallen.به دلیل آب و هوای بد، کنسرت لغو شد.
2 (ohne Objekt)

از کار افتادن، خراب شدن (وقتی یک ماشین یا سیستم دیگر کار نمی‌کند)

  • Der Strom ist ausgefallen.برق قطع شد.
  • Die Heizung ist ausgefallen.سیستم گرمایش از کار افتاد.
3 (ohne Objekt)

از بین رفتن، کم شدن (مثلاً مو یا دندان)

  • Ihm sind die Haare ausgefallen.موهایش ریخته است.
  • Dem Kind sind die ersten Zähne ausgefallen.اولین دندان‌های کودک افتاده است.
4 (ohne Objekt)

برجسته بودن، جلب توجه کردن (وقتی چیزی خاص یا غیرمعمول است)

  • Ihr Outfit ist sehr ausgefallen.لباس او بسیار خاص/برجسته است.
  • Er hat einen sehr ausgefallenen Geschmack.او سلیقه بسیار خاصی دارد.