wegfallen
حذف شدن، از بین رفتن، لغو شدن
Bedeutungen
1
intransitiv
حذف شدن، از بین رفتن، دیگر وجود نداشتن
- Die alte Regelung ist weggefallen.مقررات قدیمی حذف شده است.
- Durch die Automatisierung sind viele Arbeitsplätze weggefallen.به دلیل اتوماسیون، بسیاری از مشاغل از بین رفتهاند.
2
intransitiv
یک گزینه از بین رفتن، منتفی شدن
- Diese Option fällt für uns leider weg.این گزینه متاسفانه برای ما منتفی است.
- Mit dem neuen Gesetz fallen einige Steuervorteile weg.با قانون جدید، برخی از مزایای مالیاتی حذف میشوند.