falschliegen
اشتباه کردن، در اشتباه بودن
Bedeutungen
1
mit + Dativ / ohne Objekt
در اشتباه بودن، اشتباه کردن در نظر، پیشبینی یا قضاوت
- Du liegst mit deiner Vermutung völlig falsch.تو با این حدست کاملاً در اشتباهی.
- Ich habe mich geirrt, ich lag leider falsch.من اشتباه کردم، متأسفانه در اشتباه بودم.