falsettieren

Aussprache: /falzɛˈtiːʁən/
Wortzerlegung: fal·set·tie·ren
فعل

با صدای فالست خواندن، فالست زدن

Beispiele

  • Weil die Frauen zum Kirchengesang nicht beigezogen werden durften, so war man – bevor das Kastratentum aufkam gezwungen, den Part durch die Männerstimmen ausführen zu lassen, beziehungeweise zu ''falsettieren''.از آنجایی که زنان اجازه آواز خواندن در کلیسا را نداشتند، قبل از رواج کاستراتو، مردان مجبور بودند این بخش را اجرا کنند یا فالست بزنند.

Bedeutungen

1 intransitiv

با استفاده از صدای فالستو (صدای زیر و غیرطبیعی که معمولاً مردان تولید می‌کنند) آواز خواندن.

  • Der Sänger kann sehr hoch falsettieren.خواننده می‌تواند خیلی زیر با صدای فالستو بخواند.
  • Er falsettiert oft in seinen Liedern, um besondere Effekte zu erzielen.او اغلب در آهنگ‌هایش با صدای فالستو می‌خواند تا جلوه‌های خاصی ایجاد کند.