familiär

Aussprache: /famiˈli̯ɛːɐ̯/
Worttrennung: fa·mi·li·är
صفت

خانوادگی، دوستانه، صمیمی

Bedeutungen

1

مربوط به خانواده، اعضای خانواده یا روابط درون خانواده.

  • Wir planen ein familiäres Treffen über die Feiertage.ما برای تعطیلات یک گردهمایی خانوادگی برنامه‌ریزی می‌کنیم.
  • Es gibt eine genetische, also familiäre Vorbelastung für diese Krankheit.یک استعداد ژنتیکی، یعنی خانوادگی، برای این بیماری وجود دارد.
  • Die familiäre Atmosphäre im Restaurant gefiel uns sehr.فضای صمیمی رستوران را خیلی دوست داشتیم.
2

غیررسمی، دوستانه و صمیمی؛ مانند روابط خانوادگی.

  • Er pflegte einen sehr familiären Umgang mit seinen Mitarbeitern.او روابط بسیار دوستانه‌ای با کارکنانش داشت.
  • Die Einladung galt auch Freunden, sodass es ein familiäres Fest wurde.این دعوت شامل دوستان نیز می‌شد، بنابراین به یک جشن صمیمی تبدیل شد.
  • Sie duzten sich sofort, was die Stimmung sehr familiär machte.آنها بلافاصله از ضمیر "تو" استفاده کردند که فضا را بسیار صمیمی کرد.