famulieren
کارآموزی پزشکی کردن، دوره کارورزی گذراندن
Beispiele
- Am gleichen Krankenhaus ''famulierte'' ich später sowohl auf der Inneren wie der Chirurgischen Abteilung.من در طول تعطیلات تابستانی در بیمارستان کارآموزی پزشکی کردم.
Bedeutungen
1
intransitiv
به عنوان دانشجو (معمولاً پزشکی) یک دوره کارآموزی عملی را گذراندن.
- Sie famuliert gerade in einem Krankenhaus in Berlin.او در حال حاضر در یک بیمارستان در برلین کارآموزی میکند.
- Während des Studiums muss man mehrere Wochen famulieren.در طول تحصیل باید چندین هفته کارآموزی کرد.