fanatisch
متعصبانه، افراطی
Bedeutungen
1
دارای تعصب شدید و غیرمنطقی نسبت به یک عقیده، دین، گروه یا ایده؛ افراطی.
- Seine fanatische Unterstützung für die Mannschaft ging zu weit.حمایت متعصبانه او از تیم از حد گذشت.
- Die Gruppe wurde wegen ihrer fanatischen Ansichten kritisiert.این گروه به دلیل دیدگاههای متعصبانهاش مورد انتقاد قرار گرفت.
- Er ist ein fanatischer Verfechter seiner politischen Ideale.او مدافعی متعصب برای آرمانهای سیاسی خود است.