zueinanderfinden
به یکدیگر رسیدن، آشتی کردن، به تفاهم رسیدن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
دو شخص پس از مدتی دوری یا جستجو به یکدیگر رسیدن و عاطفی پیوند خوردن.
- Nach langer Trennung fanden die beiden Liebenden endlich wieder zueinander.پس از جدایی طولانی، آن دو عاشق بالاخره دوباره به هم رسیدند.
- Die Geschwister fanden nach vielen Jahren des Streits endlich zueinander.خواهر و برادر پس از سالها دعوا بالاخره با هم آشتی کردند.
2
intransitiv (بدون مفعول)
پس از اختلافات یا سوءتفاهمها به توافق، آشتی و تفاهم متقابل دست یافتن.
- Die Parteien fanden nach zähen Verhandlungen endlich zueinander.احزاب پس از مذاکرات دشوار بالاخره به توافق رسیدند.
- Es ist wichtig, dass wir als Gemeinschaft wieder zueinanderfinden.مهم است که ما به عنوان یک جامعه دوباره به تفاهم برسیم.