farbgetränkt

Aussprache: /ˈfaʁpɡəˌtʁɛŋkt/
Worttrennung: fa·rb·ge·tränkt
صفت

آغشته به رنگ، رنگین

Bedeutungen

1

کاملاً یا به شدت با رنگ آغشته شده، دارای رنگ‌های غنی و عمیق.

  • Die Leinwand war farbgetränkt und voller Leben.بوم نقاشی آغشته به رنگ و سرشار از زندگی بود.
  • Der Stoff war in einem farbgetränkten Muster bedruckt.پارچه با طرحی آغشته به رنگ چاپ شده بود.
  • Die Abendsonne tauchte die Landschaft in farbgetränkte Töne.خورشید غروب منظره را در رنگ‌های غنی فرو برد.