farbuneinheitlich
ناهمرنگ، با رنگهای ناهمگون
Bedeutungen
1
دارای رنگهای مختلف و ناهمگون که با هم هماهنگ نیستند یا تضاد دارند.
- Das Muster des Teppichs war farbuneinheitlich und wirkte unruhig.طرح فرش ناهمرنگ بود و آشفته به نظر میرسید.
- Die Wandfarbe war farbuneinheitlich, mit Streifen in verschiedenen Tönen.رنگ دیوار ناهمگون بود، با رگههایی در رنگهای مختلف.
- Er wählte eine farbuneinheitliche Kleidungskombination, die nicht gut zusammenpasste.او ترکیبی ناهمرنگ از لباسها را انتخاب کرد که با هم خوب جور در نمیآمدند.