farcieren

Aussprache: /faʁˈsiːʁən/
Wortzerlegung: fa·r·cie·ren
فعل

(در آشپزی) پر کردن (با مواد میانی)، شکم پر کردن

Beispiele

  • Die kleine Hähnchenbrust ''farcieren,'' mit den gehackten Kräutern, der Frischkrem, dem Eigelb und den Gewürzen zu einer Hackmasse verarbeiten.سینه مرغ کوچک را با سبزیجات خرد شده، خامه تازه، زرده تخم مرغ و ادویه‌جات پر کنید و به یک مایه گوشت چرخ کرده تبدیل کنید.

Bedeutungen

1 Akkusativ

پر کردن (معمولاً با مواد غذایی دیگر، مثلاً مرغ شکم‌پر).

  • Der Koch farcierte die Hähnchenbrust mit Kräutern.آشپز سینه مرغ را با سبزیجات پر کرد.
  • Man kann auch Gemüse wie Paprika farcieren.می‌توان سبزیجاتی مانند فلفل دلمه‌ای را نیز پر کرد.