abfasen

Aussprache: /ˈapfaːzn̩/
Wortzerlegung: ab·fa·sen
فعل

پخ کردن، اریب کردن لبه‌ها

Beispiele

  • Das Werkstück wird ''abgefast.قطعه کار پخ می‌شود.

Bedeutungen

1 Akkusativ

لبه‌های تیز یک قطعه کار (مثلاً چوب یا فلز) را با زاویه برداشتن (پخ زدن، لبه‌گیری کردن)

  • Der Schreiner muss die Kanten des Brettes abfasen.نجار باید لبه‌های تخته را پخ بزند.
  • Man kann Metallteile abfasen, um scharfe Kanten zu entfernen.می‌توان قطعات فلزی را پخ زد تا لبه‌های تیز را از بین برد.