abfassen
(متن) نوشتن، تدوین کردن؛ (کسی را) دستگیر کردن
Beispiele
- In einer Ode, die Horaz zu dieser Zeit ''abfasste,'' wurde die Heimkehr des Augustus wie die Epiphanie eines Gottes geschildert.در یک قصیده که هوراس در آن زمان تدوین کرد، بازگشت آگوستوس مانند تجلی یک خدا به تصویر کشیده شد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
نوشتن یا تدوین کردن یک متن، سند، نامه و غیره.
- Er musste einen Bericht abfassen.او باید گزارشی را تدوین میکرد.
- Sie hat ein Testament abgefasst.او وصیتنامهای را نوشت.