Der Rennwagen hatte das Ziel ''fast'' erreicht, als auf der Zielgeraden das Getriebe versagte.
ماشین مسابقه تقریباً به خط پایان رسیده بود که گیربکس در خط پایان از کار افتاد.
Das sind ''fast'' drei Millionen!
این تقریباً سه میلیون است!
''Fast'' hätten wir uns verfehlt.
چیزی نمانده بود که همدیگر را گم کنیم (نزدیک بود یکدیگر را نبینیم).