صفت
مرگبار، فاجعهبار، ناگوار، شرمآور
جملات نمونه برای fatal:
eine ''fatale'' (unangenehme, peinliche) Angelegenheit
یک مسئله ناگوار (ناخوشایند، شرمآور)
Es wäre ''fatal,'' würde ihm auf der Bühne die Hose herunter rutschen.
خیلی بد و فاجعهبار میشد اگر شلوارش روی صحنه پایین میافتاد.
ein ''fataler'' (schwerwiegender) Unfall
یک تصادف فاجعهبار (سرنوشتساز و سنگین)