صفت
تنبل، فاسد (برای مواد غذایی)
جملات نمونه برای faul:
Es roch stark nach Schwefelwasserstoff, das ist der typische Geruch ''fauler'' Eier.
بوی شدیدی از سولفید هیدروژن میآمد، این بوی مشخص تخممرغ گندیده است.
Um ein Ei als ''faul'' zu erkennen, muss man nicht selber Eier legen können.
برای اینکه بفهمی تخممرغی فاسد است، لازم نیست خودت تخم بگذاری.
Wenn er immer so ''faul'' ist, wird er nie eine anständige Arbeit finden.
اگر او همیشه اینقدر تنبل باشد، هرگز کار مناسبی پیدا نخواهد کرد.