faulen Aussprache:/ˈfaʊ̯lən/Wortzerlegung:fau·len فعل پوسیدن، گندیدن معانی و تعاریف faulen:فاسد شدن، گندیدن (برای مواد غذایی، چوب و غیره)تنبلی کردن، وقت گذراندن بدون کار (محاوره ای، کمتر رایج) جملات نمونه برای faulen:Der Apfel ''fault'' schon.سیب دارد میپوسد.Kellerasseln leben gerne unter ''faulendem'' Holz.خرخاکیها دوست دارند زیر چوبهای پوسیده زندگی کنند.Das Obst ist gefault.میوه فاسد شده است.