Konjugierte Form
خطا، نقص، مقصر (در انگلیسی)
جملات نمونه برای fault:
My biggest ''fault'' is jealousy.
بزرگترین نقطه ضعف من حسادت است.
You're at ''fault''.
تو مقصری.
„Los Angeles imports much of its drinking water, and 32 of its aqueducts cross the ''fault''.“
«لسآنجلس بخش زیادی از آب آشامیدنی خود را وارد میکند و ۳۲ تا از آبگذرهای آن از گسل رد میشوند.»