فعل
با مشت زدن (توپ، توپ را دفع کردن)
معانی و تعاریف fausten:
- با مشت ضربه زدن یا کوبیدن به چیزی یا کسی.
جملات نمونه برای fausten:
Der Torwart konnte den Ball aus dem Strafraum ''fausten.''
دروازهبان توانست توپ را از محوطه جریمه با مشت دفع کند.
Er faustete wütend auf den Tisch.
او با عصبانیت روی میز مشت کوبید.
Die Kinder fausteten spielerisch in die Luft.
بچهها به صورت بازیگوشانه در هوا مشت میزدند.