Konjugierte Form
مشت میزدند
معانی و تعاریف fausteten:
- درگیر شدن در مبارزه با مشت در گذشته، معمولاً به صورت غیررسمی یا در ورزشهای رزمی.
جملات نمونه برای fausteten:
Sie fausteten heftig, bis einer der Kontrahenten aufgab.
آنها به شدت مشتزنی کردند تا اینکه یکی از حریفان تسلیم شد.
Die beiden Rivalen fausteten kurz, bevor die Polizei einschritt.
دو رقیب قبل از دخالت پلیس، اندکی با هم گلاویز شدند.