فعل
شمشیربازی کردن، گدایی کردن
معانی و تعاریف fechten:
- در ورزش شمشیربازی شرکت کردن؛ با شمشیر مبارزه کردن.
- (مجازی) مبارزه کردن، جنگیدن (برای چیزی)
جملات نمونه برای fechten:
Ich ''fechte'' seit meinem zwölften Lebensjahr.
من از دوازده سالگی شمشیربازی میکنم.
Die Burschen zogen ''fechtend'' von Tür zu Tür.
پسرها در حالی که گدایی میکردند از دری به در دیگر میرفتند.
Sie ficht seit ihrer Kindheit.
او از کودکی شمشیربازی میکند.