fortfegen

Aussprache: /ˈfɔʁtˌfeːɡn̩/
Worttrennung: fort·fe·gen
فعل

جارو کردن و دور کردن، با باد بردن، از بین بردن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas fortfegen)

چیزی را با جارو کردن از بین بردن یا دور کردن از یک مکان.

  • Der Wind fegte den Staub von der Straße fort.باد گرد و خاک را از خیابان جارو کرد و برد.
  • Sie fegte die Blätter vom Balkon fort.او برگ‌ها را از بالکن جارو کرد و دور ریخت.
2 Akkusativ (jemanden / etwas fortfegen)

چیزی را به سرعت و به طور کامل از بین بردن یا ناپدید کردن.

  • Die Krise fegte viele kleine Unternehmen fort.بحران بسیاری از شرکت‌های کوچک را از بین برد.
  • Ein starker Sturm fegte die Wolken fort.طوفان شدیدی ابرها را از بین برد.